ادبيات و پيشينه تحقيق در خصوص شخصیت كودكان تيز هوش در مقایسه با كودكان عادي

بر طبق نظريه آيزنگ و نظريه يونگ برونگرايي را مي توان كنشي از شخصيت محسوب نمود كه با فعاليتهاي اجتماعي در ارتباط است در حالي كه درونگرايي يا حالتهاي همچون تفكر نسبت به خويشتن و گوشه عزلت طلبيد همراه است. با ثبات هيجاني – بيثبات هيجاني: افرادي كهادبيات و پيشينه تحقيق در خصوص شخصیت كودكان تيز هوش در مقایسه با كودكان عادي|30014071|uvq|ادبيات و پيشينه تحقيق در خصوص شخصیت كودكان تيز هوش در مقایسه با كودكان عادي
یکی از برترین فایل های قابل دانلود با عنوان ادبيات و پيشينه تحقيق در خصوص شخصیت كودكان تيز هوش در مقایسه با كودكان عاديآماده دریافت می باشد .

بر طبق نظريه آيزنگ و نظريه يونگ برونگرايي را مي توان كنشي از شخصيت محسوب نمود كه با فعاليت‌هاي اجتماعي در ارتباط است در حالي كه درونگرايي يا حالتهاي همچون تفكر نسبت به خويشتن و گوشه عزلت طلبيد همراه است.



با ثبات هيجاني – بي‌ثبات هيجاني:



افرادي كه داراي ثبات هيجاني هستند از گرايش‌هاي روان نژندي و اختلالات هيجاني كمتري برخوردارند و مي توانند كنترل بيشتري را نسبت به خويشتن اعمال دارند در حالي كه افراد بي ثبات هيجاني نقطه مقابل اين وضعيت را دارند.



موفقيت در آزمون استعدادهاي درخشان:



عبارتست از قبولي در آزموني كه سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان ايران با همكاري وزارت آموزش و پرورش در دو مرحله برگزار مي كند. شرط موفقيت نهايي ورود به اين مراكز، قبولي در هر دو مرحله است.



تيزهوش موفق (پيش آموز):



تيزهوش موفق كودكي است كه در مدرسه كار كرد خوبي دارد و انتظارات معلم را بر آورده مي‌كند. اين كودك همه كارهايش را به خوبي انجام داده، نمرات خوبي كسب مي‌كند و لايق مفهوم كلي دانش آموز خوب كودك يا بهره هوشي او مطابقت دارد.





تيزهوش ناموفق (كم آموز):



تيز هوش ناموفق به كودكي گفته مي شود كه كار كرد مدرسه‌اي او با برآورد معلم از توانايي يادگيريش تطبيق نمي‌كند يا به جاي نظر معلم ممكن است نمره IQ املاك متفاوت قرار گيرد. به اين ترتيب، از كودكي با IQ نسبتاً بالا انتظار مي ورد كه در خواندن يا انجام دادن ساير درون نيز عملكردي متناسب با آن IQ داشته باشد. اين توقع ناشي از رابطه آماري بين IQ بالا و كار كرد در مواد درس از قبيل رو خواني توانايي تخمين بالا، عملكرد خوبي در مدرسه ندارد در چنين مواردي بايد علت مغايرت را جستجو كرد، تا مشخص شود كه مثلا آيا احتمال علل جسماني، اجتماعي، يا عاطفي مانع فراگيري كودك مي شود. بنابراين، والدين بايد بين عدم موفقيت واقعي كه مي‌تواند معلول مسائل جديد كه نيازمند به توجه باشد، و استفاده غلط اين واژه در مورد كودكاني كه صرفا مانند (همه مردم) عملكرد عادي دارند تمايز قايل شوند.



تيزهوشان سر آمد:



تيز هوشان سرآمد يك تصور ذهني است. اگر كودكي در سطح بالاتر از آنچه كه ما طور معمول Over Achiver 1 انتظار داريم، عمل نمايد تخمين‌هاي ما اشتباه بوده نه عملكرد كودك، كودكاني هستند كه با حداكثر ظرفيت خودكار مي كنند و كارشان اين تلاش آنها را منعكس مي سازد، آنها ممكن است به مثبتي بر انگيخته به وسيله جاه طلبي والدين به تلاش غيرعادي سوق داده شوند. اما، دليل هر چه باشد، عملكرد نمي تواند از ظرفيت تجاوز كند.



نابغه:



در محافل آموزشي اصطلاح نابغه به ندرت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين اصطلاح مخصوص انسان‌هاي نادري است. كه دانش و توانايي هايشان بي‌انتهاست و به نحو باور نكردني بر جسته و درخشان به نظر مي رسند، ما مي توانيم اين اصطلاح را براي هنرمندان، موسيقيدانان ، نويسندگان و شاعران نظير ميكل آنژ، بهتون و شكسپير به كار ببريم و گاهي به دانشمندان



1 Geinivs



سهم ارزنده اي در دانش بشري داشته‌اند نسبت دهيم، نظير انيميشن اينها افراد برجسته‌اي هستند كه دستاوردهاي آنها منحصر به فرد است. آنها تيزهوشان موفق هستند. كارشان تعليم و تربيت زماني اصطلاح نابغه را به هر كودكي كه داراي بهره‌هوشي يا نمره‌اي بالاتر از 140 در آزمون ويژه‌اي به نام آزمون هوش استنفررد بينه بود نسبت مي‌دادند، كاربرد اين واژه صرفا به اين دليل بود كه لويس تورمن اين اصطلاح را در مورد 1000 كودك تيزهوش مورد مطالعه‌اش در كتاب مشهورش تحت عنوان مطالعات ژنتيكي نابغه به كار برد، كه اين كتاب براي اولين بار در سال 1926 منتشر شد. ناگفته نماند كه تعريف نابغه معناي واقعي خود را در سومين چاپ فرهنگي بين‌المللي جديد و بشر يافته است: (شخصي با برتري ذهني، نيروي ابداع و ابتكار، توانايي برتر از حد معمول . . . . شخصي با بهره هوشي بالا معمولا در حدود 140 يا بالاتر، مترادف . . . . . . موهبت).



قبلا از اينكه تعاريف به كودكاني كه داراي نمرات در سطح بالايي بوده‌اند بچه‌ها (ترمن) گفته مي شد. اين علت تحقيقات وي در زمينه انطباق آزمون‌ هاي بينه سيمون از زبان فرانسوي با كار خود بود.



تيز هوش و با استعداد:



اصطلاح متداولتر كنوني تيز هوش و با استعداد است، در هر حل هنوز اختلاف نظر زيادي در باره معني اين اصطلاح وجود دارد. اين اصطلاحات اغلب بر حسب اهداف برنامه‌هاي ويژه تعريف مي‌شوند. مجلس قانونگذاري آمريكا از طريق بررسي‌هاي ويژه درباره وضعيت آموزشي تيزهوشان در ايالت متحده به يك تعريف گسترده رسيد:



كودكان تيزهوش و با استعداد، آنهايي هستند كه اشخاص محبوب واجد، شرايط آنها را شناسايي مي‌كنند و به دليل برخورداري از توانايي‌هايشان در حد عالي و درخشان در آموزش، عملكرد بالايي دارند. اين كودكان به برنامه‌ها و خدمات آموزشي متمايزي، فراتر از آنچه كه در برنامه مدارس عادي ارائه مي‌گردد، نياز دارند تا دينشان را نسبت به خود و جامعه ادا نمايند.



در اين قسمت، عبارت كودكان تيزهوش و با استعداد به معناي كودكان و در صورت اقتضا، جواناني است كه در سطح پيش دبستاني ، ابتدايي، يا متوسط در زمينه‌هاي هوش، خلاقيت، عمل فرهنگي ويژه يا توانايي رهبري، توانايي در هنرهاي نمايشي و بصري، توانايي هاي بالقوه و بالفعلي دارند كه دليل بر قاطعيت آموزش و عملكرد آنها در سطح بالاست و به همين جهت، به خدمات و فعاليت هاي بيشتري نيازمندند كه توسط مدرسه ارائه نمي‌گردد. اين تعاريف واژه تيزهوش و با استعداد را با هم تلفيق مي كند. بهتر است كه اين اصطلاحات را به زبان كاربردي تعريف كنيم. به قول پي، دبيليو، بريجين برنده جايزه نوبل در فيزيك:



بايد پذيرفت كه (معني واقعي يك واژه بايد با مشاهده آنچه كه فرد با آن انجام مي‌دهد، درك شود، نه به آنچه كه شخص درباره آن مي‌گويد) مثلاً ، انسان مي‌تواند استعداد را به عنوان هر مهارت يا توانايي ويژه اي در يك زمينه خاص تلاش، از قبيل هنرها يا ورزش‌هاي خلاقه و نمايي، به حساب مي آورد كه در آن حركات در برگيرنده يك جز فيزيكي از هماهنگي آمريكايي به عنوان با استعداد تلقي مي‌شوند: دانيال فرنچ، مجسمه ساز نيلو هومر، نقاش هاربا تالچف رقاصه سامي ديويس، نمايشگر. واژه تيزهوشي نه تنها با نمرات آزمون هاي هوش قراردادي بيان مي‌گردد، بلكه با توانايي ذهني كه شامل توانايي مشاهده و درك روابط و توانايي در تفكر تجريدي و كلامي، و پشتكار، كنجكاوي ذهني، انعطاف پذيري و سازگاري، و تفكر خلاقه است نيز مشخص مي‌گردد.



براي روشن شدن اين تعريف به عنوان نمونه مي توان اين نابغه را نام برده اسكندر كبير، بنيانگذاري امپراطوري – رنه دكارت، فيلسوف، دانشمند، رياضي دان جان استوارت ميل، فيلسوف، منطق دان، اقتصاد دان آلبر اينيشتن، رياضي دان . . . . . . بسيار اشخاص با استعدادي هستند كه توانايي ذهنييشان قابل ملاحظه نيست.



كلمه با هوش در نزد اشخاص مختلف همراه با معاني و مفاهيم گوناگوني است. در واقع هيچ اتفاق نظر كاملي در تعريف كودك تيزهوش و يا با استعداد و سرآمد وجود ندارد و اين بيشتر به خاطر تنوع استعدادها، و جنبه هاي مختلف هوش انسان مي‌باشد. در فرهنگهاي متفاوت حتي تعاريف و برداشت‌هاي متضادي از افراد با هوش وجود دارد. به گفته يكي از دانشمندان در ميان قبيله‌اي كه شكار حيوان وحشي منبع اصلي ارتزاق آنهاست، در تعريف افراد با استعداد تكيه بر كساني خواهد بود كه برجسته‌ترين شكارچي باشند و در قبيله‌اي ديگر كه حرفه اصلي آنها جنگجوي است جنگجوترين و مبارزترين افراد مورد توجه قرار خواهند گرفت.



حتي ملت‌هايي كه در خود مردان بزرگي ديده‌اند و نظرات و بينشهايشان هنوز هم مورد تجليل مي‌باشد نگرش محدودي به استعدادهاي انسان داشته‌اند.



يونانيان افراد سخنور و هنرمند را مورد ستايش قرار داده و به مخترعين چندان توجهي ننموده اند. روميان مشوق سربازان جنگجو و رهبران نظمي بوده و به استعدادهاي سرشار ديگر همشهريان و بردگان اهميتي نمي دانند.



در جوامع پيچيده تر و نسبتا پيشرفته با توجه به اينكه چه مفهوم گسترده‌اي از استعداد و هوش مطرح بوده و جوانب گوناگون آن تا چه حد روشن شده باشد به همان نسبت تعاريف پيچيده و وسيع‌تري از هوش و استعداد انتظار مي‌رود معيارهاي تشخيص افراد تيزهوش با طبيعت و چگونگي فرهنگ ها تغيير مي كند. در ميان بعضي از جوامع عواملي چون تولد، ثروت، قدرت و برجستگي‌هاي جسماني از معيارهاي عمده شخصي نمودن افراد سرآمده بوده است. در دوران رنسانس و انقلاب صنعتي برتري هوش از خصوصيات مهم رهبران به شمار مي‌رفته است. در تعريف كودكان تيزهوش نيز بايد به اين نكته مهم اشاره كرد. تيز هوش اول يك كودك است و بعد كودكي تيزهوش.